تبليغاتX
شراره تنها

شراره تنها

توی زندگیت هرگز اخم نکن چون ممکنه یه نفر فقط به لبخند تو زنده باشه

 

دلم گرفته از آدمايي که ميگن دوست دارم
اما معنيشو نميدونن از آدمايي که ميخوان مال اونا باشي
اما خودشون مال تو نيستن
از اونايي که زير بارون برات ميميرن
وقتي آفتاب ميشه همه چيز
يادشون ميره

 

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت12:7توسط شراره | |

دلم گرفته از آدمايي که ميگن دوست دارم
اما معنيشو نميدونن از آدمايي که ميخوان مال اونا باشي
اما خودشون مال تو نيستن
از اونايي که زير بارون برات ميميرن
وقتي آفتاب ميشه همه چيز
يادشون ميره

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت11:53توسط شراره | |

  اگه عاشق نبودم اگه هم زبون نبودم
                تو بمون که بي غصه مي خورم
اگه هم زبون نبودم اگه مهربون نبودم
                    چه کنم که اين دل شکسته رو
اگه سرد و مرده بودم اگه ÷ر نمي گشودم
                         به تو بستم اين دو بال خسته رو

 

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت11:51توسط شراره | |

سلام من دوباره بر گشتم اوميدوارم بتونم بعد از اين در خدمتون باشم
خيلي دلم براتون تنگ شده از همه تون ممنونم
خيلي دوستتون دارم قربونتون

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت11:27توسط شراره | |

هيچ كس با من در اين دنيا نبود
هيچ كس مانند من تنها نبود
هيچ كس دردي از دردم بر نداشت
بلكه نيز بر دردم گذاشت
هيچكس فكر مرا باور نكرد
خطي شعرمو از بر نكرد
هيچ كس معناي آزادي نگفت
در وجودم رد پايش را نجست
هيچ كس دمساز همراهم نشد
هيچ كس جز من مجنون نبود
در كلاس عاشقي دلخون نبود
هيچ كس دردي نكرد از من دواء
جز خداي من خداي من خداي من خداي من

+نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت18:49توسط شراره | |

بهش بگین

بهش بگين بي خبرم بپرسين عشقمون چي شد؟
چشم سياش طرز نگاش حجب و حياش مال كي شد؟
اونيكه تازه اومد و تو دلم خاطره شد
بهش بگين با رفتنش كار دلم رو يكسره  شد
پر زد و رفت حتي برام خط نشونم نكشيد
رفت و نشست رو شونه ي اونكه به فكرم نرسيد
بهش بگين همين روزا توي دلم مي كشمش
خدايا نياره اونروز و بيفته چشم تو چشش
ديوونه بود اما منم ديوونه تر از عشق اون
قلبمو زد به نامشو پر زد و رفت از آشيون
بهش بگين بي خبرم بپرسين عشقمون چي شد؟
عاشقي كار تو نبود من عاشقت وبودم بس اين همه احساس منو كشتي گلم پاي هوس اما هنوز
دوست دارم به جون اونكه دوست داريش وقتي كه اسم تو مياد زنده ميشم نفس نفس

+نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت18:44توسط شراره | |

نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود

چگونه سایه ی سیاه سر کشم اسیر دست آفتاب می شود

نگاه کن تمام هستی ام خراب می شود

شراره ای مرا به کام می کشد

به اوج می برد ِمرا به کام می کشد

نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب می شود

+نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت13:50توسط شراره | |

چقدر دوست داشتم يك نفر از من مي پرسيد

چرا نگاه هايت انقدر غمگين است ؟

 چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است ؟

  اما افسوس ...

 هيچ كس نبود هميشه من بودم

 من و تنهايي پر از خاطره

 اري با تو هستم ..

 با تويي كه از كنارم گذشتي ...

  و حتي يك بار هم نپرسيدي

 چراچشم هايت هميشه باراني است؟

+نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت13:45توسط شراره | |

 

دلگير و خسته ام از اين بهانه ها


از بار روي دوش ,از درد شانه ها


هي ميخورم به سنگ , هي ميروم در آب


چون تخته پاره ايي در اين كرانه ها

سكوت
همبال خسته ام ديوانگي نكن


بال مرا ببين , بگذر ز دانه ها


اي درد رو به رشد آرام من كجاست


واي از سكوت محض , واي از ترانه ها

 

+نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت13:15توسط شراره | |


در سرزمینی به نام عشق رشته کوهی

است بنام محبت در این رشته کوه رودی

است به نام وفا و به ابگیری میرسد به نام

صفا و اخرش به پیچی میرسد به نام وداع

 

+نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت12:55توسط شراره | |